تبلیغات
آی تی پی سی


نجات 2 زن پس از 5 ماه سرگردانی در اقیانوس آرام

دو زن اهل "هونولولو" پس از پنج ماه گم شدن روی آب‌های اقیانوس آرام نجات پیدا کردند.

این دو زن که قصد داشتند مسافت هاوایی تا "تاهیتی" (بزرگترین جزیره در گروه جزیره‌ای پولینزی فرانسه) را با قایق طی کنند مسیر خود را گم کرده و پنج ماه در دریا سرگردان بودند تا اینکه در نهایت به کمک یک قایق ماهیگیری تایوانی شناسایی شدند.

 

گارد ساحلی نیروی دریایی آمریکا بعد از دریافت اطلاعات از قایق تایوانی و پس از آگاه شدن از محل قایق این دو زن به منطقه مزبور اعزام شده و آنها را در حدود ۹۰۰ مایلی جنوب شرق ژاپن پیدا کردند.

 

این دو زن در اواخر ماه مه به دلیل شرایط جوی نامساعد موتور قایق خود را از دست دادند، اما همچنان معتقد بودند که می‌توانند با بادبان قایق خود را به تاهیتی برسانند.

 

آنها دو ماه پس از آغاز سفرشان که قرار بود به مقصد برسند موفق به این کار نشده و پیام‌های درخواست کمک ارسال کردند، اما چون از خشکی فاصله زیاد داشتند و کشتی یا قایقی هم در نزدیکی آنها نبود، نتوانسته بودند با فرد دیگری برای کمک ارتباط بگیرند.

 

به گزارش گاردین، آنها به ماموران گارد ساحلی گفتند که به خاطر همراه داشتن یک دستگاه تصفیه کننده آب و نیز ذخیره غذای کافی برای یکسال که بیشتر مواد غذایی خشک شده بوده توانستند در این مدت زنده بمانند.

   


 یک ربات زن شهروند عربستان شد! (+عکس)


عربستان برای اولین بار در تاریخ به یک ربات که 'صوفیا' نام دارد و با هوش مصنوعی قادر به صحبت و بیان احساس می‌باشد؛ حق شهروندی اعطا کرد.

 به نقل از الحیات ، برای نخستین بار در جهان عربستان به یک ربات حق شهروندی اعطا کرد.

 

بر اساس این گزارش عربستان با دادن تابعیت و گذرنامه به ربات انسان نمای صوفیا، برای نخستین بار درجهان یک ربات انسان نما را شهروند خود اعلام کرد.

 

 ربات صوفیا در همایش آینده سرمایه گذاری در ریاض خوشحالی خود را از دریافت حق شهروندی عربستان اعلام کرد. این در حالی است که برخی کارشناسان شهروند شدن صوفیا را پدیده ای عجیب و عده ای دیگر آن را ترمیناتور واقعی می نامند.

یک ربات زن شهروند عربستان شد


شرکت هنگ کنگی هانسون رباتیک، صوفیا را طراحی کرده است.

 

صوفیا هنگام سخنرانی در این همایش گفت: این لحظه ای تاریخی است که یک ربات حق شهروندی کشوری را دریافت می کند.

   



ضیافت خانوادگی در عکس روز نشنال جئوگرافیک

 عکس روز نشنال جئوگرافیک اعضای یک خانواده چیتا را نشان می‌دهد که در ضیافت خوردن یک غزال آفریقایی در پارک ملی سرنگتی تانزانیا شرکت کردند و دو برادر این خانواده مشغول محبت کردن به یکدیگر هستند. عکاس این تصویر معتقد است این صحنه می‌تواند خشونت و مهربانی حیات وحش را در یک لحظه به تصویر بکشد.

ضیافت خانوادگی

   


عجایب ترسناک دنیای پزشکی (16+)

چهارشنبه 17 آبان 1396 نویسنده: زهره پی سی لپتاپ |


عجایب ترسناک دنیای پزشکی (16+)

عجایب پزشکی زیادی در سراسر جهان وجود دارد. تا وقتی بدانید کجا را ببینید می‌توانید از این کنجکاوی‌های شگفت انگیز یا شاید نفرت انگیز پیدا کنید.

جنین یک چشم، موزه ورلیک (Vrolik) در آمستردام، هلند

در قرن نوزدهم پدر و پسر کالبدشناس جراردوس و ویلم ورولیک در جهش‌های انسانی نقش داشتند. در یک مقاله پزشکی سال ۱۸۳۴ ویلم سیکلوپیا را مورد بررسی قرار داده است. سیکلوپیا یک نقص مادرزادی نادر است که در جنین دو چشم کامل به صورت جداگانه شکل نمی‌گیرد در نتیجه یک حفره مرکزی ایجاد می‌شود. احتمال اینکه یک نوزاد با سیکلوپیا متولد شود یک در ۱۶۰۰۰ است. با این حال بیشتر جنین‌های سیکلوپیایی یا سقط می‌شوند یا مرده به دنیا می‌آیند. ورولیک‌ها چندین سیکلوپیا را جمع کردند: پنج انسان و ۱۹ حیوان شامل خوک، بره و گربه که مبتلا به سیکلوپیا بودند. همه آن‌ها را در موزه ورولیک در بخش آناتومی و رویان شناسی دانشگاه آمستردام می‌توانید ببینید.
 


یک شیشه پر از موش کور، موزه زیست شناسی گرانت، لندن، انگلستان

در این موزه هجده موش کور در یک شیشه در معرض نمایش قرار دارند که احتمالا به اندازه سایر آیتم‌های این موزه ترسناک نیستند، اما واقعا جالبند و قطعا یکی از جواهرات گرانبهای لندن به شمار می‌روند. در موزه‌ای که اسکلت مار آناکوندا، استخوان‌های دودو و کلکسیونی از مغز به چشم می‌خورد، هنوز هم وجود یک شیشه موش کور است قیمت آن را بالا می‌برد. چرا این موش کور‌ها در یک شیشه جمع آوری شده اند احتمالا چیزیست که هرگز دانسته نخواهد شد.


گلوله غول پیکر موی قورت داده شده، موزه ملی سلامت و پزشکی در مریلند، آمریکا

گربه‌ها اگر بخواهند می‌توانند تمام روز را بخوابند، اما احتمالا از توده غیرقابل هضمی که در شکمشان جمع شده و اغلب مو است عذاب می‌کشند. اما گربه‌ها تنها حیواناتی نیستند که از این بیماری عذاب آور و ناراحت کننده رنج می‌برند. گربه ها، گاوها، بزها، گوزن‌ها نیز آن را دارند. اما موجود دیگری هم باید به لیست بالا اضافه کنید: در موزه ملی سلامت و پزشکی مریلند چندین نمونه هشداردهنده از گلوله‌های مویی دیده می‌شود که در معده انسان پیدا شده اند. بزرگترین آن‌ها از معده یک دختر ۱۲ ساله خارج شده که عادت داشته موی خودش را می‌خورده است.



سر تیر خورده قربانی، موزه پزشکی سیریاج در بانکوک، تایلند
 
موزه مرگ درون قدیمی‌ترین بیمارستان تایلند قرار دارد. این موزه شش بخش مختلف دارد: پاتولوژی، پزشکی قانونی، تاریخ پزشکی تایلند، انگل شناسی، آناتومی و پیش از تاریخ. یکی از جالبترین اقلام آن سر قطع شده یک انسان است. اما این یک سر قطع شده معمولی نیست (البته هیچ سر قطع شده‌ای اصلا معمولی نیست) این سر از وسط بریده شده تا مسیر گلوله‌ای که از آن عبور کرده را نشان دهد. این مقطع به وضوح حفره‌ای که گلوله در جمجمه حرکت کرده و آسیب هایی که زده را نشان می‌دهد.



روده بزرگ غول پیکر، موزه موتر (Mütter) در فیلادلفیا

این روده بسیار بزرگ شبیه چیزی از فیلم‌های دهه ۱۹۵۰ است. این روده بزرگ از لحاظ پاتولوژی بسیار وحشتناک است. بیماری هیرشپرونگ (Hirschprung) زمانی آغاز می‌شود که تمام یا بخشی از روده بزرگ یا قسمت‌های ابتدایی دستگاه گوارش فاقد اعصاب و در نتیجه دچار اختلال عملکردی می‌شوند. این باعث می‌شود که ماهیچه‌ها هرگز سیگنال انقباض و خارج کردن مواد زاید را از سیستم گوارش دریافت نکنند. (یبوست شدید) در نتیجه روده بسیار بزرگ می‌شود. در این مورد خاص طول آن به ۲.۴ متر و وزن آن به ۱۸ کیلوگرم رسیده است. برای مقایسه این موزه یک ماکت مومی از یک روده طبیعی را قرار در کنار این روده بزرگ قرار داده است. اختلاف آن‌ها دیوانه کننده است.



تخمدان مبتلا به تروتوما، موزه بیماری‌های انسان، سیدنی، استرالیا

در دانشگاه نیوساوت ولز همه بخش‌های بیمار انسان را می‌توانید پیدا کنید از جمله شش‌ها و قلب آسیب دیده. یکی از جالبترین نمونه‌های آن تراتوما (نوعی کیست) تخمدان خوش خیم است. تراتومای تخمدان یک سرطان ژرم سل است که رشد سلولی تخمدان را مختل می‌کند. در موارد شدید، می‌تواند موجب تومورهایی شود که شبیه جنین‌های ناقص با مو و دندان باشد. درست مثل تصویر زیر. اگرچه موزه بیماری انسان در دهه ۱۹۶۰ برای دانشجویان پزشکی و پاتولوژی تاسیس شده ، اما از سال ۲۰۰۹ به روی عموم باز است.


ماشین‌های آناتومیکی، موزه کپلو سانسورو (Capella Sansevero) در نپال، ایتالیا

در زیرزمین کلیسای سانسورو در نپال دو کشف وحشتناک اروپا قرار دارند. دو اسکلت، یک مرد و یک زن باردار که در کنار هم در یک محفظه شیشه‌ای ایستاده اند، هر دو با سیستم‌های گردش خون تقریبا دست نخورده ولی از نظر رنگی مبالغه شده، رگ‌های آبی و عروق خونی قرمز رنگ. این «ماشین ها» توسط پزشک قرن هجدهمی «سالرنو» ایجاد شده اند و هردو حفظ شده‌ترین اجساد جهان هستند. اما رنگ آمیزی و سیستم گردش خون کامل مورد بحث است. برخی می‌گویند اگرچه اسکلت‌ها به وضوح واقعی هستند، اما رگ‌ها و عروق خونی ممکن است نباشند و ترکیبی از موم زنبور عسل، سیم و ابریشم باشند. اما کسانی هم هستند که به داستان ترسناک تری معتقدند و می‌گویند سالرنو جادوگری بوده که قربانیان خود را با تزریق یک عامل سخت کننده در فرآیندی که فلزی کردن انسان نامیده می‌شود کشته است. اما بعد از گذشت ۲۵۰ سال پیدا کردن حقیقت ماجرا غیرممکن است. آن‌ها بسیار فراتر از پزشکی زمان خود بوده اند.



طولانی‌ترین کرم نواری (Tapeworm)، موزه انگل شناسی مگورو (Meguro) در توکیو، ژاپن

در تنها موزه انگل شناسی جهان با ترسناک‌ترین و چندش آورترین چیزهایی قرار دارند که تا به حال با آن‌ها مواجه شده اید، از جمله طولانی‌ترین کرم نواری دنیا. این کرم» Diphyllobothrium nihonkaiense» نام داشته و ۸. ۸ متر طول دارد و از شکم یک مرد ژاپنی که بعد از خوردن ماهی احساس دل درد شدیدی می‌کرده خارج شده است. در کنار این کرم یک کمک لمسی وجود دارد، یک قطعه طناب با طول و خصوصیات مشابه که بازدیدکنندگان با لمس آن می‌توانند این کرم را در شکمشان احساس کنند. اگر امکان دیدن کردن از این موزه را ندارید می‌توانید با این روش مقایسه کنید: یک زرافه متوسط ۵. ۵ متر ارتفاع دارد و این کرم سه متر از آن بلندتر است.


کتابی از جنس انسان، موزه پاتولوژی ادینبرگ، اسکاتلند

دو تا از تیره‌ترین شخصیت‌های اسکاتلند «ویلیام هار» و «ویلیام بورک» بودند. آن‌ها قاتلان قرن نوزدهمی بودند که جسد قربانیان خود (۱۶ مورد) را به دکتر رابرت ناکس می‌فروختند و او اجساد را در جلسات کالبدشناسی خود تشریح می‌کرد. در این موزه آثار وحشتناکی از بورک و هار قاتل پیدا خواهید کرد. هرچند این کتاب یک کتاب قدیمی به نظر می‌رسد، اما جلد چرمی آن یک جلد معمولی نیست بلکه از پوست ویلیام بروک بعد از اعدام او تهیه شده است و روی آن نوشته شده: «در ۲۸ ژانویه ۱۸۲۹ اعدام شد.»



 اسب سوار آخرالزمان، موزه فراگونارد (Fragonard) در پپاریس، فرانسه

اونوره فراگونار آناتومیستی بود که از سال ۱۷۳۲ تا ۱۷۹۹ به عنوان یکی از پیشگامان عصرش زندگی می‌کرد. «Ecorchés» مجسمه هایی هستند که بدن انسان را بدون پوست نشان می‌دهند، به ویژه بدن بدون ماهیچه. قبل از فراگونارد آن‌ها آثار هنری نقاشی یا مجسمه سازی از مردان و زنان تصور می‌شدند. اما فراگونارد ایده دیگری داشت. او آن‌ها را از اجساد واقعی می‌ساخت. در یکی از قدیمی‌ترین مدارس دامپزشکی جهان بقایای شاهکارهای فراگونارد را خواهید یافت. او حدود ۷۰۰ جسد را پوست کند، اما تنها ۲۱ عدد از آن‌ها باقی مانده که همه آن‌ها در پاریس نمایش داده می‌شوند. مشهورترین آن‌ها یک مرد سوار بر اسب است که هر دوی آن‌ها به این روش ساخته شده اند.

 

   



10 حقیقت شگفت انگیز درباره بینایی انسان


از رنگ هایی که فقط اشخاص خاصی می‌توانند ببینند تا رنگی که هیچکس نمی‌تواند ببیند، سازگاری قابل توجه ناشنوا‌ها تا رویای کوررنگ ها، همه این‌ها فقط برخی از چیزهایی هستند که باعث شگفتی دریچه روح می‌شوند

بینایی چیزی بیش از نگاه کردن به اشیاست. نعمت بینایی یک اعجاز پیچیده از شاهکارهای فوق العاده و اسرارآمیز است: از رنگ هایی که فقط اشخاص خاصی می‌توانند ببینند تا رنگی که هیچکس نمی‌تواند ببیند، سازگاری قابل توجه ناشنوا‌ها تا رویای کوررنگ ها، همه این‌ها فقط برخی از چیزهایی هستند که باعث شگفتی دریچه روح می‌شوند.

چینی چشم آبی

یک پسر چینی با چشمان آبی آسمانی می‌تواند در تاریکی مطلق ببیند و بنویسد. به گفته گزارشگران و معلمان «نونگ یوسوی» که او را آزمایش کرده اند، او می‌تواند یک پرسشنامه را در تاریکی پر کند و در حضور چراغ قوه چشمانش به رنگ سبز درخشانی درمی آید. چشمان گربه هم در شب به همین شکل نور را منعکس می‌کند. این باعث می‌شود که برخی فکر کنند نونگ با جهشی فوق العاده متولد شده است: تیزبینی در شب که هرگز در انسان‌ها دیده نشده بود. اما دانشمندان گربه‌ای بودن چشم او را تایید نمی‌کنند و معتقدند این جهش یک شبه اتفاق نمی‌افتد. اگرچه توانایی بی نظیر او قابل قبول است، اما می‌تواند ساختگی هم باشد. در هرصورت چشمان آبی او باتوجه به نژادش همچنان مسحور کننده است و دانشمندان معتقدند ممکن است نوعی آلبینیسم باشد.
 



دیدن ستاره‌ها
دیدن ستاره، فلاش، تجربه اختلالات بینایی مثل میگرن ها، یا دیدن نور پس از مالش پلک ها، همه این‌ها به علت فشار یا تحریک شبکیه چشم ایجاد می‌شود. چشم از یک مایع ژلاتینی غلیظ پر شده که که آن را گرد نگه می‌دارد. گاهی این ژله می‌توانند شبکیه را فشرده کند و مرکز آن مسئول ایجاد تصاویری در مغز شود. وقتی چشم‌ها را محکم می‌مالید، یا هنگام عطسه شدیدی که شبکیه را می‌لرزاند یا تحریک اعصاب بینایی، و یا حتی زمانی که فرد خیلی سریع از جای خود بلند می‌شود این اتفاق می‌افتد. وقتی شخص سریع بلند می‌شود فشار خون سریع پایین می‌آید و اکسیژن به مغز نمی‌رسد و روی بینایی چشم تاثیر می‌گذارد. هر پیامی از شبکیه توسط مغز به شکل نور تفسیر می‌شود، این نور می‌تواند واقعی باشد یا نباشد.



تفاوت جنسیتی
مردان و زنان به طور متفاوتی به اشیا نگاه می‌کنند. وقتی هردوی آن‌ها یک فیلم را می‌بینند مردان به جزئیات و حرکات کوچک و زنان به تفاوت رنگ‌ها و چگونگی تغییر آن‌ها دقت می‌کنند. هم چنین در یک مکالمه آن‌ها به طور متفاوتی تمرکز می‌کنند. مردان در حال صحبت به لب‌های شخص مقابل نگاه می‌کنند و حرکات پشت سر گوینده راحت‌تر حواس آن‌ها را پرت می‌کند. درحالی که زنان به گفته‌های شخص گوش می‌کنند و نگاهشان متناوبا بین چشم‌ها و بدن گوینده جابجا می‌شود. برخی افراد هم توجه بصری خود را تقسیم می‌کنند.



سرعت رنگ
بینایی زنبور‌ها واقعا شگفت انگیز است. این موجودات کوچک می‌توانند سه تا چهار برابر سریع‌تر از انسان‌ها رنگ را تشخیص دهند. در نگاه اول به نظر می‌رسد این یک توانایی اضافی است. بیشتر اشیا یک رنگ دائمی دارند و این نوع بینایی انرژی زیادی مصرف می‌کند. این عسل سازان کوچک از این توانایی خود برای پیدا کردن گل‌ها استفاده می‌کنند و به این وسیله می‌توانند رنگ‌های خاصی را با دقت تشخیص دهند. هرچند گل‌ها و گلبرگ‌ها هر ثانیه تغییر رنگ نمی‌دهند، محققان معتقدند که این توانایی در مواجهه با نور چشمک زن به زنبور‌ها کمک می‌کند. پرواز سریع در میان بوته‌ها باعث می‌شود رنگ‌ها به علت تغییر نور و سایه سریع تغییر کنند. در چنین مواردی بینایی رنگ سریع به زنبور‌ها امکان می‌دهد هر تغییر رنگ ناگهانی در سایه‌ها را تشخیص دهند.


بینایی ناشنوایان
اشخاصی که مادرزادی ناشنوا متولد می‌شوند بینایی محیطی دارند که به نور و حرکات حساس‌تر است. این می‌تواند یکی از انطباق پذیری‌های مغز باشد. وقتی کسی به چیزی نگاه می‌کند، اطلاعات در دو مسیر در مغز پردازش می‌شوند. یکی موقعیت و حرکت شیء را تخمین می‌زند و دیگری به شناسایی آن می‌پردازد. در آزمایش حرکت یابی، مسیر اول فعالیت پیشرفته تری را در ناشنوایان نشان می‌دهد و به همین دلیل است که بینایی محیطی در ان‌ها قوی‌تر است.
 
آزمایش دیگر نشان می‌دهد که ناشنوایان می‌توانند از حس لامسه خود برای افزایش دقت بینایی خود استفاده کنند. یک فلاش در نزدیکی چشم دو گروه مورد مطالعه قرار داده شد، شرکت کنندگان شنوا دو بوق کوتاه شنیدند و ناشنوایان دو فوت روی صورتشان حس کردند. در گربه‌های ناشنوا نیز بخش شنوایی مغز بینایی محیطی آن‌ها را تقویت کرده است.


چرا سه بعدی می‌بینیم
بینایی سه بعدی به ما کمک می‌کند عمق را درک کنیم. هر چشم یک شیء را از زاویه متفاوتی می‌بیند. اختلاف دید دو چشمی به مغز کمک می‌کند عمق را اندازه گیری کند. این برای ما حیاتی است، اما تنها راه دیدن جهان به صورت سه بعدی نیست. پدیده اختلاف منظر به اختلاف در سرعت اشیا گفته می شود وقتی از مقابل آن‌ها عبور می‌کنید. این پدیده را هنگام رانندگی بیشتر درک می‌کنید، درختان نزدیک سریع از مقابل شما عبور می‌کند در حالی که یک برج رادیویی در فاصله دور با سرعت حلزون حرکت می‌کند. یکی دیگر از روش‌های محاسبه عمق شامل اندازه اشیا، توانایی دیدن جزئیات در اشیای نزدیک، خطوط موازی که همگرا به نظر می‌رسند و طریقه قرارگیری اشیا در ارتباط با هم است.



رنگ‌های ممنوعه
رنگ هایی وجود دارند که انسان‌ها نمی‌توانند ببینند. این کوررنگی نیست بلکه چیزی است که در مورد همه اتفاق می‌افتد. رنگ‌های ممنوعه رنگ‌های دوتایی هستند که با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند، زیرا فرکانس یکدیگر را خنثی می‌کنند. آن‌ها قرمز-سبز و زرد-آبی هستند. همان سلول‌های شبکیه که هنگام دیدن قرمز فعال می‌شوند هنگام دیدن سبز غیرفعال می‌شوند. آن‌ها نمی‌توانند همزمان با هم روی دهند بنابراین نمی‌توانند با هم به عنوان یک رنگ درک شوند. همین اتفاق درمورد زرد و آبی هم می‌افتد. محققان به دو گروه تقسیم می‌شوند. آن هایی که معتقدند رنگ‌های ممنوعه می‌توانند تولید شده و در آزمایش‌های تصویری خاصی توسط انسان درک شوند. گروهی که معتقدند سایه‌های میانه‌ای از رنگ‌های شناخته شده وجود دارند اما رنگ‌های ممنوعه واقعی نیستند.



قلمروی خاکستری
محققان علت اینکه دنیا برای افراد مبتلا به افسردگی خاکستری به نظر می‌رسد را کشف کرده اند. یک بررسی نشان می‌دهد که شبکیه بیماران مبتلا به افسردگی شدید در مقایسه با اشخاص سالم واکنش کمتری به خصوص به تضاد سیاه و سفید نشان می‌دهد. این موضوع حتی در مورد افرادی که داروهای ضدافسردگی مصرف می‌کردند هم صدق می‌کرد. محققان معتقدند که ارتباط بین افسردگی و بینایی می‌تواند ماده دوپامین باشد. بینایی تضاد سالم به سلول‌های خاصی از شبکیه به نام «سلول‌های آماکرین» بستگی دارد. آن‌ها سلول‌های مغز و شبکیه را با هم مرتبط می‌کنند. دوپامین برای کارکرد درست این سلول‌ها نیاز است. فقدان این ماده باعث از بین رفتن شادابی و کاهش اثربخشی سلول‌های آماکرین می‌شود. به همین دلیل است که هنگام افسردگی همه چیز مثل عکس‌های قدیمی دیده می‌شود.
 


مناظری که کوررنگ‌ها در خواب می‌بینند
اشخاص مبتلا به کوررنگی می‌توانند خواب‌های رنگی ببینند و مقدار آن بستگی به زمان کوررنگ شدن فرد دارد. وقتی کسی با کوررنگی متولد شود که دنیا را به رنگ‌های سیاه، سفید و خاکستری ببیند، محیط خواب هایش نیز به همین رنگ خواهد بود. اما اگر بعد‌ها کوررنگ شود گذشته رنگارنگش را در خواب‌ها می‌بیند. افراد با اشکال مختلف کوررنگی مثل ناتوانی در تشخیص سبز‌ها و قرمز‌ها با همان طیف رنگی خودشان خواب می‌بینند. برای مثال آن‌ها به جای قرمز سبز می‌بینند، زیرا واقعیت بیداریشان نیز بدین رنگ است. هم چنین بسیار غیرعادی است که کسانی که بینایی عادی دارند خواب‌های سیاه و سفید ببینند. اینکه خواب‌های رنگی را به ندرت به یاد می‌آوریم به این دلیل است که هنگام خواب بیشتر به کاری که می‌کنیم یا رسیدن به مقصد تمرکز داریم نه رنگ ها.



زنان رنگین کمانی
برخی زنان نسبت به بقیه رنگ‌های بیشتری می‌بینند رنگ هایی که بیشتر ما حتی نمی‌توانیم مقایسه کنیم. این افراد تتراکرومات نامیده می‌شوند و می‌توانند جایی که دیگران فقط یک رنگ را می‌بینند چند رنگ مختلف را تشخیص دهند. این ویژگی به نظر می‌رسد منحصر به زنان است.

   


مخوف ترین قاتلان سریالی دنیا

چهارشنبه 17 آبان 1396 نویسنده: زهره پی سی لپتاپ |


مخوف ترین قاتلان سریالی دنیا

هو وانلین یکی از مشهورترین و البته منفورترین قاتلان سریالی در تاریخ چین است که 146 نفر را به قتل رساند اما با این حال جزو قاتلان 200+ محسوب می شود چرا که پلیس احتمال می دهد او تعداد بسیار زیادی از جنایت هایش را کتمان کرده است.

رکوردداران وحشت؛ این لقبی است که مردم برای این قاتلان سریالی انتخاب کرده اند. با آن که طبق تعاریف، قاتلان سریالی به افرادی که بیشتر از سه نفر را به قتل رسانده اند اطلاق می شود اما آن ها قاتلانی هستند که صدها برابر این تعداد را قربانی کرده اند، تعداد قربانیان آن قدر زیاد است که حتی پلیس نمی تواند قربانیان آن رها را به طور دقیق مشخص کند، برخی از آن ها در کارنامه جنایی خود حتی بیش از 300 قتل را ثبت کرده اند. داستان این قاتلان سریالی بارها و بارها در رسانه های مختلف منتشر شده و حتی الهام بخش فیلم های سینمایی و کتاب های داستان بسیاری بوده است.

هو وانلین 1460 قتل

هو وانلین یکی از مشهورترین و البته منفورترین قاتلان سریالی در تاریخ چین است که 146 نفر را به قتل رساند اما با این حال جزو قاتلان 200+ محسوب می شود چرا که پلیس احتمال می دهد او تعداد بسیار زیادی از جنایت هایش را کتمان کرده است.
 


در سال 1980 هو به جرم تجاوز دستگیر و به زندان انداخته شد. در سال 1993 پس از آزادی با توجه به مدارک تحصیلی ای که داشت موفق شد تا یک مرکز درمانی تاسیس کند، در آن جا او به راحتی می توانست نقشه های شوم خود را بدون این که کسی متوجه شود اجرا کند. هو ادعا می کرد که تمامی بمیاران خود را به روش های سنتی و با داروهای گیاهی درمان می کند و به همین خاطر در عرض مدت کوتاهی در تمام کشور به شهرت رسید و بیماران زیادی به او مراجعه کردند.

پس از مدتی مشخص شد که حداقل 146 نفر از بیماران او با داروهایی که حاوی مقادیر زیادی سولفور سدیم بودند مسموم شده و جان شان را از دست داده اند.

مرد جنایتکار در ژانویه 1999 دستگیر و به جرم قتل 146 نفر به 15 سال حبس محکوم شد. در تحقیقات بعدی مشخص شد که مدارک پزشکی او برای تاسیس بیمارستان نیز جعلی بوده و به همین خاطر پنج سال دیگر به محکومیتش اضافه شد. همچنین هو مبلغ 150 هزار ین نیز جریمه شد.
 
پزشک مرگ؛ 250 قتل

«هارولد فردریک شیپمن» پزشکی عمومی اهل انگلیس و البته مشهورترین قاتل سریالی این شکور بود که در سی و یکم ژانویه سال 2000 به جرم قتل 15 نفر مجرم شناخته شده و به 15 بار حبس ابد بدون عفو محکوم شد، اما این 15 نفر تنها قربانیان نبودند.


دو سال طول کشید تادیم جانت اسمیت- افسر پرونده- با تحقیقات گسترده ای که انجام داد متوجه شد تعداد اصلی قربانیان 250 نفر بوده و 80 درصدشان بیماران سالخورده ای بودند که برای معالجه به آقای دکتر مراجعه کرده بودند اما در این میان یک مقتول با 41 سال سن و کودکی چهارساله، جوان ترین قربانیان پزشک مرگ بودند.

هارولد در سیزدهم ژانویه 2004، یک روز قبل از جشن تولد پنجاه و هشت سالگی اش در سلولش خود را به وسیله ملحفه های تختش به دار آویخت و خودکشی کرد.

طبق گزارش ساندی تلگراف، در نامه ای که هارولد قبل از مرگش نوشته بود، ادعا کرده بود قبل از آن هم بارها قصد خودکشی داشته اما به خاطر این که همسرش پس از مرگ او بتواند از مستمری استفاده کند این کار را نکرده است.

زمانی که هارولد 17 سال داشت مادر خود را بر اثر سرطان ریه از دست داد. مرگ مادرش ضربه روحی بسیار بزرگی به او وارد کرد و از همان زمان بود که مشکلات روانی در کارهای هارولد کم کم نمایان شدند و از همان سن برای آرام شدن مجبور شد از مورفین استفاده کند. او پس از ازدواج، تحصیلات خود در رشته پزشکی را ادامه داد و توانست به عنوان پزشک عمومی در یکی از بیمارستان های یور کشایر مشغول کار شود، از همان زمان بود که او با جعل اسناد و نسخه های بیمارستان برای خود نسخه نوشته و از داروخانه مورفین دریافت می کرد.

در سال 1998 مدیر بیمارستان تلاش کرد تا دلیل مرگ تعداد زیادی از بیماران هارولد را بفهمد. برای او عجیب بود که بیشتر زنان سالخورده ای که بیمار هارولد بودند پس از چند روز بستری شدن در بیمارستان جان خود را از دست می دادند و به همین خاطر، موضوع را با پلیس در میان گذاشت. در این بررسی ها هارولد به جرم قتل کاتلین گراندی که از بیماران او بوده و جسدش در ژوئن 1998 در خانه اش پیدا شده بود، دستگیر شد.

طبق گفته شاهدان هارولد آخرین نفری بود که با او ملاقات کرده و او را زنده دیده بود از همه عجیب تر این بود که با وجود اینکه، کاتلین خودش وارث داشت در وصیتی مبلغ 386 هزار پوند از اموالش را به هارولد بخشیده بود. با تحقیق بیشتر مشخص شد که کاتلین با تزریق مورفین کشته شده و وصیتنامه نیز جعلی است.

پس از مرگ کاتلین، پلیس 14 نفری که قبل از او در این بیمارستان جان خود را از دست داده بودند نیز کالبدشکافی کرده و متوجه شد که آن ها نیز بر اثر تزریق بیش از حد مورفین جان خود را از دست داده اند.

این 15 نفر بین سال های 1995 تا 1998 به قتل رسیده بودند. هارولد در نوشته های خود گفته بود «قبل از 60 سالگی به توصیه بسیاری از ماموران زندان، خودم را دار می زنم. زیرا پس از آن مستمری من به میزان قابل توجهی کاهش پیدا خواهدکرد و برای همسرم مشکل پیش خواهدآمد.»
 
لوییز جانور؛ 300 قتل

«لوییز آلفردو گاراویتو کوبیلوس» که به نام «لابیستا» به معنی «جانور» مشهور است، قاتل سریالی کلمبیایی است که در سال 1999 به جرم تجاوز، شکنجه و قتل 300 پسر جوان به 1853 سال و نه روز حبس محکوم شد اما بعدها به خاطر همکاری با پلیس در پیدا کردن باقی اجساد 22 سال از مدت محکومیتش کاسته شد.


استخوان های قربانیان لوییز جانور از طریق نقشه هایی که او در زندان ترسیم کرده بود، پیدا شدند. او در رسانه های آمریکایی به عنوان «وحشتناک ترین قاتل سریالی دنیا» معرفی شد. قربانیانی که لوییز جانور انتخاب می کرد همگی بین شش تا 16 سال سن داشتند و بی خانمان، روستایی یا یتیم بودند و او می توانست با هدیه ای کوچک یا وعده ای دروغین آن ها را فریب دهد.
 
هنری لوکاس، 213 قتل

هنری لی لوکاس اهل ویرجینیا، در اعترافات خود گفته بود که به کمک همدستش اوتیس تولز بیش از 200 نفر را به قتل رساندهاند. او در هفده سالگی توسط برادرش یک چشم خود را از دست داد و پزشکان یک گوی شیشه ای به جای چشمش گذاشتند. پس از مدتی او مادر خویش را به قتل رساند.


لوکاس بارها و بارها به جرم قتل به زندان انداخته شد اما هر بار می توانست بی گناهی خود را ثابت کند و پس از مدتی آزاد می شد. پس از یکی از اعترافات لوکاس، 213 پرونده قتل که نامشخص رها شده بودند، بسته شدند. در سال 1983 او به اعدام محکوم شد اما سرانجام به دلیل نداشتن مدارک کافی تبرئه شد. لوکاس در سال 2001 و در سن 64 سالگی بر اثر سکته مغزی از دنیا رفت.
 
جولیاتو فانا؛ 600 قتل

در قرن هفدهم، زنان و دختران ایتالیایی کنترل زیادی روی زندگی خود نداشتند. آن ها معمولا به خاطر صلاح خانواده یا منافع آن ها باید تن به ازدواج با کسانی می دادند که گاهی هیچ علاقه ای به آن ها نداشتند، اما در این میان، همه زنان ایتالیایی حاضر به تحمل این وضعیت نبودند و به همین خاطر بود که تعداد زیادی از آن ها به قاتلی وحشتناک به نام «جولیا توفانا» روی آوردند.


او هیولایی بود که به زنان سرزمینش وعده داده بود تا آن ها را از دست مردانی که دوستشان ندارند خلاص کند اما تنها کاری که جولیا برای این زنان می کرد این بود که آن ها را ترغیب به قتل همسرانشان کند. او سمی خطرناک از آرسنیک و مواد دیگر ساخته بود، این رسم که بعدها «اکسیر مرگ» نام گرفت» می توانست قوی ترین مردان را در عرض چند ساعت از پا درآورد.

جولیا سم را به دو شکل در اختیار خانم ها قرار می داد. یا آن را با کرم ها و عطرهایی که مردان به دست و صورت شان می زدند مخلوط می کرد یا در ظرف های کوچک می ریخت که زنان بتوانند آن را در غذا یا نوشیدنی شوهر خود بریزند. این سم ابتدا فرد را ضعیف و بی حال می کرد و حتی پزشکان هم متوجه مسمومیت او نمی شدند و رفته رفته با پایین آوردن فشار خون و دمای بدن باعث مرگ می شد.

با این روش، جولیا بین سال های 1633 تا 1651 باعث مرگ 600 مرد شد تا این که بالاخره راز او برملا شده، دستگیر و به اعدام محکوم شد. در روز اعدام، جولیا گفت «من همیشه از مردان متنفر بودم، شوهر خودم را نیز به همین شیوه به قتل رساندم و حالا از این که باعث مرگ تعداد زیادی از آن ها شده ام، خوشحالم.» تمام زنانی هم که با کمک جولیا شوهران خود را به قتل رسانده بودند به زندان انداخته شدند.

 

   


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :